دختری از کوچه باغی میگذشت

دختری از کوچه باغی میگذشت

یک پسر در راه ناگه سبز گشت


در پی اش افتاد و گفتا او سلام

بعد از ان دیگر نگفت او یک کلام

دختر اما ناگهان و بی درنگ

سوی او برگشت مانند پلنگ


گفت با او بچه پروی خفن

می دهی زحمت به بانوی چو من؟

من که نامم هست آزیتای صدر

من که زیبایم مثال ماه بدر

من که در نبش خیابان بهار

مبکنم در شرکت رایانه کار

دحتری چون من که خیلی خانمه

بیست و شش ساله _مجرد_دیپلمه

دختری که خانه اش در شهرک است

کوی پنجم_نبش کوچه_نمره شصت

در چه مورد با تو گردد هم کلام

با تو من حرفی ندارم والسلام


برچسب‌ها, , , ,

۵ جواب برای “دختری از کوچه باغی میگذشت”

  1. kheyli bahal bo0d

  2. سلام خیلی باحال بود اگه مایل باشی تبادل لینک کنیم خوشحال می شم بهم خبر بده بگو با چه اسمی لینکت کنم تا منم بهت بگم ممنون بای بای

  3. سلام
    یکی از دوستان پیشنهاد کرد وبلاگتون رو ببینم . واقعا وبلاگ جالبی دارید .
    دلم می خواد باهم تبادل لینک داشته باشیم . دوست دارم لینکتون رو تو سایتم داشته باشم تا هر وقت هم خودم و هم بازدید کننده هام دلمون خواست بتونیم بهت سر بزنیم .
    اگه مایل به تبادل لینک باشید وبلاگ من رو با نام
    ۩۞۩ هوالحق«مولا علی(ع)» ۩۞۩
    لینک کنید . و حتما به من اطلاع بدید که وبلاگ شما رو با چه نامی لینک کنم .

  4. واقعا وبلاگتون جالب بود۰
    اگه یک موزیک داشته باشه بیست و یک میشه۰

  5. گفت با او ای عزیز دل من

    می دهم رحمت به بانوی چو تو؟

    من که نامم هم نام توست

    من که زیباییم مثل زیبایی توست

    من نیز نبش خیابان تابستان

    مبکنم در شرکت رایانه خواب

    پسری چون من که خیلی خوشگله

    بیست و هفت ساله _مجرد_لیسانسه

    پسری که خانه اش تهران است

    کوی فاطمه-کوچه نادمه-پلاک صدمه

    در چه همه مورد با تو می گردم هم کلام

    با تو من دنیا دارم والسلام

نظر بگذارید

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.