مهربانی تو به وصلم آرزومندم کرد، سودای محبت تو در بندم کرد، آبرو ندارم اما، همسایگی تو آبرومندم کرد شب نیست که چشمم آرزومند تو نیست، وین جان به لب رسیده در بند تو نیست، گر تو دگری به جای من گزینی، من عهد تو نشکنم که مانند تو نیست آمدی رفت ز دل صبر [...]
