Arad
۱۶ بهمن ۱۳۹۰

در بدنم

تمایل تو

در تمام سلول ها

زندانی ست

دلم دموکراسی می خواهد

دلم برای دلم می سوزد

جمعه در من انتخابات است

وقتی نمانده

باید

برای رد صلاحیت دلم

بهانه ای بتراشم

از من گذشته دیگر

عاشق شوم…!!

Arad
۱۱ بهمن ۱۳۹۰

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی

بفهمی زندگی بی عشق نازیباست

دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی

به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی

بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها

بخوانی نغمه ای با مهر

دعایت می کنم، در آسمان سینه ات

خورشید مهری رخ بتاباند